تبلیغات
شعر و ادبیات - شمع دل

شعر و ادبیات

دوش از سوزش شمعم عطشش شد خاموش....در بر این دل من جرعه ای از می کن نوش

سالیانی ز غم هجر تو بر داغ گذشت....به نظر آ که شوم از می رویت مدهوش

اردیبهشت88،کوشا شیرویه-کرج


نوشته شده در دوشنبه 26 دی 1390 ساعت 05:22 ب.ظ توسط کوشا شیرویه نظرات |

اشعار
رندان مست
ساعت ها،روزگاران،سالها
ای کاش او هم می فهمید(شعر نو)
حضور
دل میرود ز دستم
دیدار دل
گذر دیوانگان
با دوستان مروت،با دشمنان مدارا
حسرت
بت پرستی
دل زال یکباره دیوانه گشت/خرد دور شد عشق فرزانه گشت
یا حیدر
دیار دل
شمع دل