تبلیغات
شعر و ادبیات - دل میرود ز دستم

شعر و ادبیات

دوش از باده گساری بشیندم سخنی....هان مست خموش،باده به ساغر فکنی؟
دل برده ز دستت برود،تو به کجایی؟....ساقی قدحی آر که آهی شکنی
دی 90،کوشا شیرویه-اصفهان

نوشته شده در پنجشنبه 29 دی 1390 ساعت 10:11 ب.ظ توسط کوشا شیرویه نظرات |

اشعار
رندان مست
ساعت ها،روزگاران،سالها
ای کاش او هم می فهمید(شعر نو)
حضور
دل میرود ز دستم
دیدار دل
گذر دیوانگان
با دوستان مروت،با دشمنان مدارا
حسرت
بت پرستی
دل زال یکباره دیوانه گشت/خرد دور شد عشق فرزانه گشت
یا حیدر
دیار دل
شمع دل